يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
39
رياض الادويه ( فارسى )
سرخ شكم محكم بندد ؛ و اگر آبى كه برنج سرخ بدان شسته باشند ، با بعضى [ از ] ادويهء قابضه كنند ، جهت سحج روده سودمند آيد ؛ و مضرّ است به اصحاب قولنج ، و مصلح آن شير و شكر است ؛ و بدلش جو است . ارنب : به پارسى خرگوش و به تركى توشقاق و به هندوى كرههسا گويند . بهترينش آن است كه رنگش به سياهى زند و بيابانى باشد . لحمش گرم و خشك است و گويند سرد و خشك ؛ و پنير مايهء او را چون زن بعد از طهر سه روز به سركه خورد ، منع آبستن كند ؛ و زنى كه آبستن نشود ، چون بعد از طهر سه روز فرزجه ساخته ، بردارد ، آبستن شود . مضرّ است به خواب . مصلحش به داروهاى گرم بود . آزاد درخت : به پارسى طاق ، و هندوى درخت نيم « 1 » گويند . از كبار شجرهء معروف است . در زمين هند بسيار بود . گرم است در دويم و گويند در سيوم ، و خشك است در آخر اوّل ؛ و پوست او تفتيح سدّه كند و اعصاب را قوّت دهد . چون به آب برگ او موى را بشويند ، دراز كند و سياه گرداند ؛ و چون به عسل ، شيرين كرده ، بياشامند ، قولنج را بگشايد ؛ و اگر همچنان كه آبى كه شيرين نكرده بياشامند ، جرب و قوبا و خارش اعضا و جميع جوشش [ ها ] را نفع دهد . اسفيداج الرّصاص : به پارسى سفيدهء كاشغرى گويند . بهترينش پاك و سفيد و خوشبوى بود . طبعش گرم و خشك است در دويم ، و گويند خشك است در سيوم . چون بشويند و به نبات سوده در چشم كشند ، جرب و خارش و سوزش چشم را ببرد . چون به موم كافورى و روغن گل مرهم سازند و بر جراحتها نهند ، زخمها را فراهم آورد و سعفه و نمله را دفع كند ؛ و بدل اسفيداج الرصاص ، خبث الرصاص بود . اسارون : به هندوى تكر « 2 » گويند . گرم است در سيوم و خشك است در دويم ؛ و گويند خشك است در سيوم . محلّل صلابت طحال و مفتّح سدّهء كبد و مسكّن عرق النّساء و وجع الورك بود و علّتهاى بارد را كه در اعضاى عصبانى باشد ، نفع دهد ؛ و سه مثقال از او به ماء العسل ، اسهال بلغم لزج و ادرار بول و حيض كند ؛ و چون كوفته و بيخته ، به شير تازه بسرشند و در ميان دو سرين طلا كنند ، نعوظ تمام آورد ؛ و گويند مضرّ است به شش ، و
--> ( 1 ) . آزاد درخت ، به هندى نم و به سندى نيمبا است . ( تطبيق نامهاى كهن گياهان دارويى 1 / 35 ) ( 2 ) . اسارون ، به هندى تكر و نيز بنتى تكر است . ( تطبيق نامهاى كهن گياهان دارويى 1 / 46 )